|
|
129 |
 |
|

تو تنهایی- تو از تن ها جدایی
غریبی- بی کسی- بی آشنايي
دلا گويي تو را من مي شناسم
تو از اينجا نه اي- اهل كجايي؟
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
128 |
 |
|
ای کاش به جای اینکه این همه آدم دور و برم باشن یکی میشد اما اون یکی دلخواه میشد.یکی که آدم بود.
نه کسی که فقط داره اکسیژن دنیا رو هدر میده شاید مثل خودم.
خسته شدم از تنهایی. یعنی کسی به اندازه من زود زود این حس خفه کننده تنهایی سراغش میاد؟
چرا کسی برای من نیست؟
چرا من برای کسی نیستم؟
چرا در ازدحام جمعیت من انقدر تنهام؟
کسی هست بهم بگه؟
از همه کس و همه چیز خسته ام.
از خودم خسته ام.
شاهزاده اسب سوار بیا و آرومم کن.حتی تو رویا.
دلم برای رویا تنگ شده.
چرا دیگه رویایی ندارم.
چرا کسی که میخواهم باشد برای من نیست؟
چرا من برای کسی که باید باشم نیستم؟
خسته ام خسته.
کسی هست بهم بگه چرا؟؟؟
|
|
|
|
|
|
| |
|
یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388 |
|
127 |
 |
|
من به هر آنچه آرزو کردم رسیدم و دارم میرسم . پس به همه چیز خواهم رسید.چون هم خدا می خواهد و هم من.
خدایا کمکم کن که خواسته هایم با تقدیر تو هم سو باشند تا دچار پریشانی نشوم. شکر شکر شکر |
|
|
|
|
|
| |
|
دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388 |
|
127 |
 |
|
خدای من!نیاز به راهنمایی و کمک تو دارم.نمیدونم کارم درست بوده یا نه.داشتم خفه میشدم.باید به یکی میگفتم.باید آگاه میکردم.این وضعیت و این موقعیت رو دوست ندارم.دوست ندارم به خاطر نیاز داشتن با کسانی همنشین بشم که قبولشون ندارم.از این بادمجون دور قابچین های حسود و نا مرد حالم به هم میخوره. اما نیاز من رو وادار میکنه که باهاشون باشم.انگار رقابت و حسادت بین آدمهایی که ظاهرا سطح بالایی دارن و ادعای اخلاق دارن بیشتره. چرا باید آدهای با اخلاق واقعی اینطور منزوی بشن و ازحق مسلمی مثل عزت نفس به خاطر اینکه سبیل عده ای رو چرب نمیکنن محروم بشن؟چرا من به خاطر اینکه به آرزوهام برسم مجبورم یه عده رو تحمل کنم؟ خدای من!دستم رو بگیر .به ذهن و فکرم پویایی و خلاقیت به زبانم شیوایی و رسایی و به رفتارم زیبایی بده و کمکم کن که بتونم طوری عمل کنم که هم به آرزوهام برسم و هم انسان شریف و با اخلاق واقعیی باشم. |
|
|
|
|
|
| |
|
دوشنبه هفدهم فروردین 1388 |
|
126 |
 |
|
خدای مهربان من به اندازه بی اندازه ازت سپاسگزارم.
چگونه شکر این نعمت گزارم که در باغ محبت جای دارم بی نهایت شکر شکر شکر |
|
|
|
|
|
| |
|
چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388 |
|
125 |
 |
|
چت شده باز؟باز که رفتی؟چی دلت رو غمزده کرده؟یا کی؟از دوستات ناراحتی؟یعنی انقدر مهم اند؟ اونا هر کدوم در گیر خودشونن.دارن دست و پا میزنن تا بتونن به مشکلات خودشون غلبه کنن. پس بهشون فکر نکن. از اونهایی که انرژی منفی بهت میدن دوری کن.اونا برات مهم نیستن. پس میشه حذفشون کرد.از خودتم ناراحتی؟قدم اول رو بردار. اول باید خودت رو قبول داشته باشی انقدر که منتظر تایید یا رد دیگران نباشی. نظر دیگران هدف رفتارت نباشه. دیگران وسیله های تو هستند برای رسیدن به اهدافت. به خدا توکل کن . این روزا می گذرند.خدا باهاته. |
|
|
|
|
|
| |
|
چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 |
|
124 |
 |
|
خیال خام پلنگ من به سوی ماه جهیدن بود ... و ماه را ز بلندایش به روی خاک کشیدن بود پلنگ من - دل مغرورم - پرید و پنجه به خالی زد که عشق - ماه بلند من - ورای دست رسیدن بود
|
|
|
|
|
|
| |
|
چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387 |
|
123 |
 |
|
هند کشور تفاو تها و تفاهم ها:
تاج محل نماد عاشقانه های هندی _ایرانی 
معبد هندو ها در دهلی_زیبا ترین معبد هندو یی که در هند دیدم 
معد سیک ها : فضایی بسیار شبیه مسجدها عبادتگاه های ایرانی دارد اما پیروانی خوف انگیز 
معبد یا مسجد بهایی ها در دهلی_ بسیار زیبا ولی خالی از هر حس آسمانی که در عبادتگاه هاانتظار می رود باشد 
پارکینگ فیل ها_ برای رفتن به قصر مهاراجه ای در جی پور مسیری را با فیل طی کردیم 
ایندیا گیت یا دروازه هند_ ارزشمند برای تمام گروه ها و اقوام هندی 
این هم عکس هایی از مراسم عروسی در هند_بعضی از رسوم شان بسیار شبیه ایرانی ها بود 

|
|
|
|
|
|
| |
|
دوشنبه دوازدهم اسفند 1387 |
|
122 |
 |
|
از سفر با دنیایی از تجربه و خاطره اومدم.هند کشور عجیبیه. دلم می خواد بعضی از عکس ا که گرفتم رو بذارم اینجا.اما فعلا حسش نیستکشور تفاوتها ،تناقض ها و تفاهم ها. |
|
|
|
|
|
| |
|
|
121 |
 |
|
یک روی سکه: دلم برای چشم های نگران و دل های بیقرار ی تنگ شده که جگر گوشه شون رو که هنوز بچه می پندارنش دارن راهی سفر می کنن.باورشون نمیشه بزرگ شده هی سفارش می کنن : مواظب خودت باش،خوب بخور،سعی کن از تک تک لحظات سفرت استفاده کنی، به کسی اعتماد نکن ،از گروه جدا نشو.یه وقت مریض نشی و ... . دلتنگم.دلتنگم. دلتنگ. روی دوم سکه: نگرانم.نگران کسی که به من تکیه کرده هر چند این را باور ندارد. می خواهد همه جا همراه من باشد اما نمی شود.نگرانم،نگرانم،نگران. |
|
|
|
|
|
| |