محبوب من چند روزی هست که این شعر را برای خودم زمزمه
می کنم انگار حرف دل منو میگه.مخصوصا بیت دومش.
اینجا هم میذارم تا برای تو هم برای هزارمین بار خونده باشم:
هوای خانه چه دلگیر می شود ، گاهی
از این زمانه دلم سیر می شود ، گاهی
عقاب تیز پر دشت های استغنا
اسیر پنجه ی تقدیر می شود ، گاهی
صدای زمزمه ی عاشقان آزادی
فغان و ناله ی شبگیر می شود ، گاهی
نگاه مردم بیگانه در دل غربت
به چشم خسته ی من تیر می شود ، گاهی
مبر به موی سپیدم گمان به عمر دراز
جوان ز حادثه ای پیر می شود ، گاهی
بگو اگر چه به جایی نمی رسد فریاد
کلام حق دم شمشیر می شود ، گاهی
بگیر دست مرا آشنای درد ، بگیر
مگو چنین و چنان دیر می شود ، گاهی
به سوی خویش مرا می کشد چه خون و چه خاک
محبت است که زنجیر می شود ، گاهی
مبر به موی سپیدم گمان به عمر دراز
جوان ز حادثه ای پیر می شود ، گاهی