|
شنبه بیست و هشتم مهر 1386 |
|
66 |
 |
|
خدای من
مدتی است دچار تناقض شده امم.نمی دانم شتاختی که من نسبت به دیگران دارم درست
است یا غلط! کسانی که مورد اعتماد همه هستند ، دیگران به آنها از نظر فکری اقتدا می کنند و
نمونه انسانی آسمانی هستند به نظر من چهره ای شیطانی دارند و با هزار حیله و ترفند در لباس
فرشته ها در آمده اند.
نمی دانم این حس بد بینی و منفی نگری است یا واقع نگری؟
امیدوارم نوع نگاه من شیطانی نباشد. |
|
|
|
|
|
| |
|
سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 |
|
65 |
 |
|
دوباره به هم ریختم... مثل اینکه ویتامین محبت خونم تموم شده...
خدایا کمکم کن که باز بتونم سر خودمو گول بزنم وگرنه دیگه نمی تونم
به کارهایی که می کنم اطمینان کنم ،می ترسم کار دست خودم بدم. |
|
|
|
|
|
| |
|
|
64 |
 |
|
این هم از اولین عید... چند ماه بعد اولین سال... و باز هم فقط غبار خاطرات شیرین که
با به یاد آوردنشان لبخندی از حسرت و اشکی از دلتنگی صورتم را تزیین می کند.
زلال های گوارا دعایم کنید و تنهایم نگذارید، همیشه به یادتان هستم. |
|
|
|
|
|
| |
|
|
63 |
 |
|
سلام
داشتم وب گردی می کردم که با یک مطلب قشنگ در وبلاگ " یک عاشقانه آرام" مواجه شدم .
آرزوهای ویکتور هوگو در اون نوشته شده بود. این آرزوها رو برای خودم و همه دوستان و عزیزانی
که اون رو می خونن دارم.
اول از همه برايت آرزو مىکنم که عاشق شوى و اگر هستى، کسى هم به تو عشق بورزد و اگر اينگونه نيست، تنهاييت کوتاه باشد و پس از تنهاييت، نفرت از کسى نيابى آرزومندم که اينگونه پيش نيايد اما اگر پيش آمد، بدانى چگونه به دور از نااميدى زندگى کنى
برايت همچنان آروز دارم دوستانى داشته باشي از جمله دوستان بد و ناپايدار برخى نادوست و برخى دوستدار که دست کم يکى در ميانشان بىترديد مورد اعتمادت باشند و چون زندگى بدين گونه است
برايت آروزمندم که دشمن نيز داشته باشى نه کم و نه زياد ...... درست به اندازه تا گاهى باورهايت را مورد پرسش قرار دهند که دست کم يکى از آنها اعتراضش به حق باشد تا که زياده به خود غره نشوى
و نيز آروزمندم مفيد فايده باشى، نه خيلى بیخاصيت تا در لحظات سخت وقتى ديگر چيزى باقى نمانده است همين مفيد بودن کافى باشد تا تو را سرپا نگاه دارد
همچنين برايت آروزمندم صبور باشى نه با کسانى که اشتباهات کوچک مىکنند چون اين کار سادهاى است بلکه با کسانى که اشتباهات بزرگ و جبرانناپذير مىکنند و با کاربرد درست صبوريت براى ديگران نمونه شوى
و اميدوارم اگر جوان هستى خيلى به تعجيل، رسيده نشوى و اگر رسيدهاى، به جوان نمایى اصرار نورزى و اگر پيرى، تسليم نااميدى نشوى چرا که هر سنى خوشى و ناخوشى خودش را دارد و لازم است بگذاريم در ما جريان يابد
اميدوارم به پرندهاى دانه بدهى و به آواز يک سهره گوش کنى، وقتى که آواى سحرگاهيش را سر مىدهد چرا که به اين طريق، احساس زيبايى خواهى يافت به رايگان
اميدوارم که دانهاى هم بر خاک بفشانى هر چند خرد بوده باشد و با روييدنش همراه شوى تا دريابى در يک درخت چقدر زندگى وجود دارد
اگر همه اينها که گفتم برايت فراهم شد ديگر چيزى ندارم برايت آروز کنم
منبع:http://yekasheghaneharam.blogfa.com/ |
|
|
|
|
|
| |
|
|
61 |
 |
|
امروز رفتم جهاد دانشگاهی و برای کلاس های آمادگی ارشد ثبت نام کردم.
نمی دونم اون حرکت و تحول و دگرگونی که بهش احساس نیاز می کنم با
ادامه تحصیل و درس خوندن به دست میاد یا نه؟ ولی کاری رو شروع کردن بهتر از
دست رو دست گذاشتن است. فقط روزهای پنج شنبه بیکار بودم که اونم با این
کلاسها پر شد. امیدوارم قبول بشم و در این قبولی خیر و برکت و حرکت وجود داشته باشه. |
|
|
|
|
|
| |