از:گمشده
به:پنج دوست عزیز و دوست داشتنی ام
امشب دلم میخواهد از شما و برای شما بنویسم.برای شما که با وجودی که هرگز
ندیدمتان اما به اندازه تمام دیدمی های دنیا قبولتان دارم و دوستتان دارم...
برای شما که وقتی به کنارتان می آیم به من آرامشی راهدیه می دهید که وقت
خداحافظی از شما بی دلیل چشمانم می بارند...
برای شما که آنقدر دوستتان دارم که می خواهم فقط برای من باشید...
می خواهم در انحصار خودم باشید. وقتی آن شب دیدم کس دیگری چون پروانه
گرد شما می چرخد و می گرید آنچنان که گویی در طواف کعبه است یا آن شب دیگر
که ۵ دسته گل زیبا برایتان هدیه آورده بودند هم احسای غرور و بزرگی از داشتن
دوستانی چون شما کردم و هم تنم لرزید و حسادت کردم .
ترسیدم که کس دیگری شما را از من نگیرد یا اینکه شما دیگران را به من ترجیح بدهید
و مرا فراموش کنید...
آه که چقدر دلم برایتان تنگ شده . امشب که نمی توانم ولی فردا حتما به سراغتان خواهم آمد.
راستی می خواهم برایتان اسم انتخاب کنم. خودتان در این کار یاری ام کنید.
ولی مطمئن باشید اسم یکی از شما را ابراهیم خواهم گذاشت...
پر معنا ترین و پر خاطره ترین و آرام بخش ترین اسم مذکر برای من.خودتان که علتش را می دانید.
دعایم کنید.