تبليغاتX
در آغوش خداوند

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی

   
در آغوش خداوند
نجواهای من با تنها امیدم
 
 
آرشیو

شهریور 1388

مرداد 1388

تیر 1388

خرداد 1388

اردیبهشت 1388

فروردین 1388

اسفند 1387

بهمن 1387

دی 1387

آبان 1387

مهر 1387

شهریور 1387

خرداد 1387

اردیبهشت 1387

فروردین 1387

اسفند 1386

بهمن 1386

دی 1386

آذر 1386

آبان 1386

مهر 1386

شهریور 1386

مرداد 1386

تیر 1386

خرداد 1386

اردیبهشت 1386

فروردین 1386

اسفند 1385

بهمن 1385

دی 1385

آذر 1385

آبان 1385

مهر 1385

____________________
مطالب اخیر

136

135

134

133

132

131

130

129

128

127

____________________
لینک ها

رقص اشک

دلشده

یک عاشقانه آرام

____________________
امکانات

RSS 2.0

فال حافظ

جوک و اس ام اس

قالب های نازترین

نازترین عکسهای ایرانی

 

 

 
 
 

پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386

85

 
 

پنجشنبه بیستم دی 1386

84

خدااااااااااااااااااااااااااااااااااا

 
 

شنبه پانزدهم دی 1386

83

خدایا! تو را شکر می‏کنم که اشک را آفریدی، که عصاره حیات انسان است، آنگاه که در آتش عشق می‏سوزم، یا در شدت درد می‏گدازم، یا در شوق زیبایی و ذوق عرفانی آب می‏شوم، و سروپای وجودم روح می‏شود، لطف می‏شود، عشق می‏شود، سوز می‏شود، و عصارة وجود بصورت اشک، آب می‏شود و به عنوان زیباترین محصول حیات، که وجهی به عشق و ذوق دارد، و وجهی دیگر به غم و درد، بر دامان وجود فرو می‏چکد.
اگر خدای بزرگ از من سندی بطلبد، قلبم را ارائه خواهم داد، و اگر محصول عمرم را بطلبد، اشک را تقدیم خواهم کرد.

 
 

دوشنبه دهم دی 1386

82

 اگر می دانی  در این جهان کسی هست

که با دیدنش رنگ رخسارت تغییر می کند

و صدای قلبت آبرویت را به تاراج می برد

مهم نیست که او مال تو باشد

مهم این است که فقط باشد

نفس بکشد و لذت ببرد

 
 

سه شنبه چهارم دی 1386

81

دلم گرفته ، ای دوست! هوای گریه با من
گر از قفس گریزم کجا روم ، کجا من؟
کجا روم که راهی به گلشنی ندارم
که دیده بر گشودم به کنج تنگنا من
نه بسته ام به کس دل نه بسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج رها رها رها من
ز من هر آن که او دور چو دل به سینه نزدیک
به من هر ان که نزدیک از او جدا جدا من
نه چشم دل به سویی نه باده در سبویی
که تر کنم گلویی به یاد آشنا من
زبودنم چه افزود ؟ نبودنم چه کاهد؟
که گویدم به پاسخ که زنده ام چرا من
ستاره ها نهفتم در آسمان ابری
دلم گرفته ، ای دوست هوای گریه با من

 
 

یکشنبه دوم دی 1386

80

دلم میخواد حرفهای محبت آمیز وعاشقانه بشنوم.

از یه پدر  از یه مادر  از یه دوست واقعی  از یه عاشق  از یه معشوق 

از هر کی فقط کسی باشه که حرفهاش واقعی باشه و برای من فیلم بازی نکنه

حسهای واقعی داشته باشه نه اینکه کسی باشه که چند تا جمله رمانتیک

  از این ور اون ور شنیده باشه یا بهش sms  داده باشن و اونم بخواد به یکی بده

بعد من سر راهش قرار بگیرم و از روی هوس یا تفریح تیر عاطفی خودش رو به طرف

 من پرتاب کنه اونم تیری که نوک پیکانش از پنبه است و به پوستم هم برخورد نمی کنه

چه برسه به قلبم.

فقط می خوام به یکی این حسهای قشنگم رو هدیه بدم و هدیه بگیرم.

کجاست این آدم؟تشنه ام؟عطش دارم؟