|
|
129 |
 |
|

تو تنهایی- تو از تن ها جدایی
غریبی- بی کسی- بی آشنايي
دلا گويي تو را من مي شناسم
تو از اينجا نه اي- اهل كجايي؟
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
128 |
 |
|
ای کاش به جای اینکه این همه آدم دور و برم باشن یکی میشد اما اون یکی دلخواه میشد.یکی که آدم بود.
نه کسی که فقط داره اکسیژن دنیا رو هدر میده شاید مثل خودم.
خسته شدم از تنهایی. یعنی کسی به اندازه من زود زود این حس خفه کننده تنهایی سراغش میاد؟
چرا کسی برای من نیست؟
چرا من برای کسی نیستم؟
چرا در ازدحام جمعیت من انقدر تنهام؟
کسی هست بهم بگه؟
از همه کس و همه چیز خسته ام.
از خودم خسته ام.
شاهزاده اسب سوار بیا و آرومم کن.حتی تو رویا.
دلم برای رویا تنگ شده.
چرا دیگه رویایی ندارم.
چرا کسی که میخواهم باشد برای من نیست؟
چرا من برای کسی که باید باشم نیستم؟
خسته ام خسته.
کسی هست بهم بگه چرا؟؟؟
|
|
|
|
|
|
| |